السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
418
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
سپس رو به ذكوان كرد و گفت : اين همان رسول خداوند است كه يهود ما را از آمدن وى بشارت مىدادند و از اوصافش براى ما مىگفتند . پيش آى و مسلمان شو . پس ذكوان اسلام آورد . . . « 1 » در سال يازدهم بعثت ، در موسم حج ، رسول خدا ( ص ) دعوت خود را بر قبائل عرضه مىكرد و از آنان يارى مىطلبيد . در عقبهء منى با گروهى از مردم خزرج ملاقات كرد . پيامبر ( ص ) آنان را به خدا و اسلام فراخواند و آياتى از قرآن را برايشان تلاوت نمود . خزرجيان مسلمان شدند . آنان شش نفر و عبارت بودند از : اسعد بن زراره ، جابر بن عبد اللّه بن رئاب ، عوف بن حارث ، رافع بن مالك ، عقبه و قطبه پسران عامر . جز اين هم گفتهاند كه از نظر رقم و اسم متفاوت است . آنان به ميان قوم خود بازگشتند و از رسول خدا ( ص ) سخن گفتند و آنها را به اسلام دعوت كردند . سپس در سال دوازدهم يعنى يك سال پيش از هجرت ، در عقبه منى با آن حضرت بيعت كردند . « 2 » شايد اسعد بن زراره و ذكوان اسلام خود را پوشيده مىداشتند و آنگاه كه اين گروه شش يا هشت نفرى مسلمان شدند ، آنان هم ايمان خود را علنى ساختند . لازم مىبينيم در اينجا به چند نكته توجّه دهيم : أ . پيشگويىهاى اهل كتاب اهالى يثرب از يهوديان مىشنيدند كه به زودى پيامبرى ظهور خواهد كرد . همين امر آنان را از نظر روانى براى پذيرش اسلام آماده ساخت . ب . درگيرىهاى اوس و خزرج جنگهاى وحشتناكى بين دو قبيلهء اوس و خزرج رخ داده بود . آخرين
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، 19 / 9 ؛ اعلام الورى ، 57 . ( 2 ) . همان منابع .